نکات کاربردی مدیریت کسب و کارها ۱

نکات کاربردی مدیریت کسب و کارها

با‌هم بیاموزیم و با‌هم انجام دهیم

Learn and Do Together

این نوشته مانند یک جعبه ابزار مدیریتی، حاوی نکات کاربردی در مدیریت اجرایی کسب و کار است.

این مطالب توسط نوید سیفی(MBA&DBA Graduate) گردآوری، تدوین ویا ترجمه شده است.

نحوه انتشار مطلب: ذکر نام نوید سیفی و آدرس سایت www.upseifi.ir .

بخش اول:

۱- اثبات آنچه به مشتری میگوییم !

فروشنده حرفه ای باید بتواند آنچه می‌گوید را برای مشتری اثبات کند:

* استانداردها و تائیدیه های کارایی محصول را ارائه دهد(اعتبار آنچه تولیدکننده از محصول خود می‌گوید).

* گواهینامه دوره آموزش تخصصی که درخصوص کاربرد آن محصول دریافت کرده است را ارایه دهد( اعتبار سخنانی که فروشنده می‌گوید).

* درصورت امکان بصورت عینی محصول را برای مشتری تست کند( اعتباری که محصول از خودش نشان میدهد).

۲- وقتی مشکلی در کسب و کارم پیش آمد از خود بپرسم !

* چرا فکر می کنم این موضوع برایم مشکل است و اینکه مهم است ؟

* چه مسئله ای این مشکل را برای من بوجود آورده است ؟

* آیا تا بحال درباره حل مشکل اقدامی کرده ام ؟

* نتایج اقدامات چه بوده است ؟

* چه مشکلی در راه حل من بود که نتایج خوب و موفق نبوده است ؟

* آیا بطور کلی از مشاور استفاده کرده ام یا خیر و اینکه تجربه من در مشاوره گرفتن چه بوده است ؟

۳- بله‌ی مشتری!

اینکه مشتری به چه کسی بله می گوید دست ما نیست و به مزیت رقابتی ما بستگی دارد.

با شناختی کامل از مزیت رقابتی کالا و خدمات‌مان، به سراغ مشتری برویم.

۴- تغییر زندگی!

زندگی اجتماعی و شغلی ما وقتی که رفتار دوستان‌مان، والدین‌مان، شریک زندگی‌مان، مدیرمان و یا محل کارمان تغییر کند، دستخوش تغییر نخواهد شد. زندگی ما تنها زمانی تغییر می‌کند که خودمان تغییر کنیم.

۵- قول هایی که گدا ها به ما می‌دهند ! 

ما در زندگی اجتماعی و شغلی سه نوع خواسته داریم:

۱- رستگاری = میخواهیم بدانیم که آخر و عاقبت مان (در زندگی و کسب و کار) چه می شود؟

۲- خودشناسی = میخواهیم بدانیم از کجا اومدیم، به کجا میریم و چطوری باید بریم؟ (وضعیت فعلی، اهداف، وضعیت مطلوب ما چیست )

۳- امنیت = میخواهیم بدانیم شرایط مالی، فردی، خانوادگی، اجتماعی، شغلی ما تکرارپذیر و حفظ میشود؟

برای فروش لازمه که قول هایی(واقعی) برای سه خواسته بالا به مشتری بدهیم .

گدا ها اینگونه قول میدهند که:

عاقبت بخیر شوی (رستگاری)

خدا بچه هاتو برات نگه داره (امنیت)

۶- کاری که باید انجام دهیم یا کاری که میتوانیم انجام دهیم !

بسیاری از مدیران کاری را که باید انجام بدهند را با کاری که می توانند انجام دهند اشتباه میگیرند. آنها مواردی که توان اجرای آن را دارند،انجام میدهند و آنگاه تصور میکنند آن همان کاری بوده که باید انجام می شده.

۷- مشکل بزرگ شرکت ها !

مشکل بزرگ شرکت های نسبتا قدیمی و جا افتاده ای که بطور معمول قبلا وضعیت خوبی در بازار داشته اند ، حضور مدیرانی است که نتوانسته اند خودشان را با تغییر شرایط محیط کسب و کار، تطبیق بدهند و اصرار دارند با مدل های گذشته ( که البته در زمان خودش موفق بوده ) وضعیت فعلی خود را اداره کرده و به پیش ببرند .

۸- هدفگذاری برای تعیین جهت است نه تعیین مقصد !  

در دریا ما جهت خودمان را با ستاره قطبی می سنجیم ولی مقصد ما رسیدن به ستاره قطبی نیست.

پس باید بدانیم درصورت اقدام به هر تصمیمی که میگیریم ، آیا ما را به هدفمان نزدیک می کند ویا باعث دور شدن ما از هدف میشود.

علاوه بر این هدفگذاری اولویت های ارزشی ما را تعیین میکند که چه تصمیمی برای ما در درجه اهمیت کمتر یا بیشتری قراردارد.

۹- هزینه هایی که مشتری برای خرید می پردازد!

۱- هزینه پولی = پولی که مشتری برای دریافت کالا / خدمات می پردازد.

۲- هزینه زمانی = زمانی که مشتری برای انتخاب و دریافت کالا / خدمات صرف می کند.

۳- هزینه انرژی = سختی یا راحتی که مشتری در هنگام انتخاب و دریافت کالا / خدمات تجربه می کند .

۴- هزینه روانی = استرس و ریسکی که مشتری بابت اطمینان یافتن از کیفیت کالا / خدمات تحمل می کند.

۱۰- چی گیر من میاد؟!

مشتریان، اهمیت نمی‌دهند که شما در این ماه باید به چند نفر و یا به چه مقدار، بفروشید.
مشتریان می‌خواهند بدانند: پس از خرید ، چه چیزی را بدست می‌آورند؟
سوالی که در ذهن مشتری نقش می‌بندد این است:
برای من چی داره(چی گیر من میاد)؟
what’s in it for me?

۱۱- تناسب استراتژیک

آیا اینکه دونفر، آدم های خوبی هستند، دلیلی برای مناسب بودن برای زندگی مشترک هم هست؟

گاهی ما از علائق خودمان چشم پوشی می کنیم تا به تامین میل طرف مقابل بپردازیم.

ولی آیا می توانیم این گونه رفتار را بارها و شاید برای همیشه برای کسی که فقط فرد خوبی است (و البته بارضایت کامل) انجام دهیم؟!!

آیا می توان اجازه داد که منافع سازمان، فدای علائق افراد سازمان شود؟

۱۲- تناسب تعداد مشتری و محصول

آیا تعداد کافی مشتریانی دارید که به تعداد کافی از محصولات و خدمات شما، خریداری کنند؟

۱۳- گام‌های جستجوی راه حل

-تعریف دقیق صورت مسأله
-تجزیه مسأله به اجزای تشکیل دهنده آن (عوامل اصلی مسأله)
-تعیین اهداف حل مسأله (آیا پاسخ به صورت مسأله، ما را به اهداف تعیین شده، می‌رساند ؟) *راه‌حل باید به سوالات زیر پاسخ دهد :
چرا؟ – چه هنگام؟ – در چه مکان؟ – توسط چه کسی؟ – چگونه؟ – با چه منابعی؟

۱۴- راهی برای افزایش فروش در فروشگاه

پرسش‌هایی که پاسخ به آن‌ها  میتونه فروش در فروشگاه شما رو زیاد کنه :
* به ازای چند مراجعه کننده به فروشگاه شما، یک نفر سفارش خرید میده؟

* آیا میدونین میانگین نسبت بهره وری فروش در کسب و کار شما به ازای پاخور فروشگاه شما چیست؟

* بلدین، چطوری این نسبت رو بهبود بدین؟
اگه جواب ها رو می دانید، پس شما یکی از راه های افزایش درآمد رو، یاد دارید

۱۵- سکوت منابع انسانی!

تمام اشتباهات مدیران، بخاطر ناتوانی آن ها نیست. بلکه بخاطر سکوت منابع انسانی “شایسته” است.

۱۶- اهمیت تدوین طرح کسب و کار

ارزش واقعی یک طرح کسب و کار در خود طرح نیست بلکه درفرآیند تهیۀ آن است.
کارآفرینان چه چیزهایی را درباره شرکت خود، بازار هدف، نیازمندی‌های مالی، رقبا و سایر عوامل می‌دانند که نقشی اساسی در موفقیت فعالیت‌های تجاری دارد؟
فرآیند تدوین طرح کسب و کار، به کارآفرینان اجازه می‌دهد تا ”من فکر می‌کنم“ را با ”من می‌دانم“ جایگزین نموده و اشتباهات خود را روی کاغذ مرتکب شوند که بسیار ارزان‌تر از ارتکاب همین اشتباهات در عرصۀ عمل است.
به‌ زبان ساده، طرح کسب و کار، منجر به کاهش ریسک و عدم اطمینان در راه‌اندازی یک شرکت جدید و همچنین توسعه شرکت‌های نوپا و قدیمی شده و آن‌را از طریق آموزش نحوه صحیح انجام کارهای درست، صورت می‌دهد!

۱۷- راه شکست سریع!

یکی از سریع‌ترین روش‌های شکست یک واحد بازرگانی، فروش کالاها یا خدمات مشابه رقبا در بازار است. چون چیزی جدیدتر، بهتر، بزرگ‌تر، سریع‌تر، راحت‌تر یا متفاوت از کالاها یا خدمات فعلی ارائه نمی‌کند.

۱۸- تعریف تبلیغات!
جز راست نباید گفت
هر راست نشاید گفت
(گلستان سعدی)
بر این اساس، تعریفی از تبلیغات:
تبلیغات، همه ی راست ها را گفتن نیست؛ ولی آنچه گفته می شود، باید راست باشد.

۱۹- ایده خوب یا پیاده سازی خوب؟!

سودآور بودن ایده ها به خاطر پیچیده، عجیب و یا جدید بودن شان نیست، بلکه پیاده سازی خوب (اجرای روشی که بتوان از آن ایده پول درآورد) باعث موفقیت ایده می شود.

۲۰- تداوم کسب و کار جدید

بزرگترین مشکل کارآفرینان، راه اندازی کسب و کار نیست، بلکه تداوم در کسب و کار جدید است.

مطالعه بخش دوم

ممکن است بخواهید قبل از هر اقدامی، با یک مشاور کسب و کار مشورت کنید.
رویکرد مشاوره‌ای ما برای مدیریت حفظ و توسعه کسب و کارها، UPS نامیده می‌شود.
برای دریافت خدمات مشاور کسب و کارUPS  (راه حل های کاربردی منحصر به فرد)، برروی همین متن کلیک کنید.

 

Related Posts

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

19 − سه =

فهرست